ژوئن 23, 2008 با mohsen
یارب چه چشمه ایست محبت مادر ، که من از آن یک قطره آب خوردم و دریا گریستم…
الان که خوب فکر میکنم به این نتیجه میرسم که اگه دل نبود این انسان چه چیزی رو می تونست با سنگ مقایسه کنه ! اگه خزان نبود چطور میتونست دل خودش رو به مهمونیه غنچه ببره ! اگه جدایی نبود چطور می تونست فاصله ها رو معنی کنه ! اگه دیوار نبود چطور میتونست زشتی ها رو پنهان کنه!
اگه پدر نبود چطور می تونست سختی ها رو تحمل کنه و اگه مادر نبود چطور می تونست زیبایی رو بفهمه! آری زیبایی که با به زبون آوردنش انسان رو یاد خدا و مادر می اندازه. مادر … که هر وقت آدم به عظمت و گذشتش فکر میکنه ، به حق خودش رو بی اندازه حقیر و کوچک میبینه . گذشته ی خودش رو می بینه که ضعیف و ناتوان در گهواره خوابیده و گاه و بی گاه ناله سر میده و خواب شیرین رو از اون موجود دوست داشتنی می گیره ولی او با یک دنیا بزرگواری گهواره رو تا خود صبح تکون میده و از نازک ترین تارهای دلش برات لالایی می خونه .
تا به حال به این فکر کردی که چرا مادر، با دونه دونه اشکاش تو رو سیراب میکنه و از تشنگی در این کویر بی پایان نجاتت میده! و تمام لحظات جوونی و زیبایش رو نثار تو میکنه ؟
آیا تا به حال به این فکر کردی که چطور میشه اون رنج ها و درد ها و اون همه بخشندگی رو جبران کرد ؟
الان فقط میتونم بگم … ای آنکه وجودم از توست و روحم به خاطر تو، مرا بسوی سرزمین عشق ببر . پرواز را به من بیاموز تا در اوج صفحه ی آبی آسمان پرواز کنم .
ای مادر دستهای مهربانت را دراز کن و دستهای سرد مرا لمس کن که اکنون به سوی تو ای انتهای بی انتها پرواز کنم .
می خواهم فاتح قله ی زیبایی و دوستی باشم ، مرا یاری کن ، یاریم کن و در زندگی الهام بخش من باش .
هرگز اندرز های گرانبهای تو را از یاد نمی برم و سخنان دلنشینت را چون گوهر گرانبهایی آویزه ی هوش و گوش دارم.
دستهای پر مهرت را می بوسم. روزت مبارک.
پی نوشت: متن فوق چهار سال پیش توسط شخصی خطاب به مادرش نوشته شده بود که بمناسبت منتشرش کردم.
ارسال شده در روزانه | 4 Comments »
ژوئن 18, 2008 با mohsen
امروز 29 خردادماه سالگرد شهادت دکتر شریعتی است. راستش قصد نداشتم پستی در این مضمون بنویسم اما وقتی این مطلب را دیدم دلم به درد آمد و به نوعی احساس کردم باید جوابی برای آن بنویسم. آنقدر در باب شریعتی و اندیشه ها و شخصیت اش نوشته اند که نیازی نمی بینم تکرار مکررات نمایم. اصل بحث من در این نوشته بر میگردد به تفکراتی که به نوعی عناد با دکتر را پیش رو گرفته اند و اینکه این تفکرات از کجا ناشی شده است.
پرده نخست: تاریخ مصرف: بر میگردد به اینکه آیا یک تفکر، اعتقاد، نظریه و … تاریخ مصرف دارد یا نه؟ واضح تر اینکه آیا تفکر شریعتی (یا هر متفکر دیگری) برای زمان و برهه و دوره تاریخی مشخص – که در آن می زیسته – قابل ارائه، بحث و اثر گذاری است؟ پاسخ را می توان در تاریخ جست. با نگاهی به تاریخ و تفکرات و نظرات و برهه های خاص می توان فهمید هیچ تفکر و عقیده ای مطلق و همیشگی نیست چرا که تفکر مطلق منجر به تحجر و نیستی می گردد چون زمان هیچگاه نمی ایستد و زمین نیز. تغییرات همیشه وجود دارند. همانطور که زمین تغییر می کند انسان ها، علایق و سلایق، دیدگاهها، نیازها و شرایط همه و همه تغییر می کنند. و لازمه حیات در این تغییر، تغییر است. اما این تغییر مطلقا به معنی دگرگونی بنیادی نیست. چه، تعالی و رفع ضعف ها و نقص ها نیز تغییر محسوب می شوند. از این رو هر تعالی ای مبارک و هر نقص زدایی گامی است مثبت در جهت رشد و حیات در شرایط جدید. این همه توضیح مبسوط جهت آن است که بدانیم هیچ اندیشه ای نمی میرد و فراموش نمی شود. حتی اگر صفحات تاریخ آن را ضبط و ثبت نکنند باز هم هستند انسان هایی که در آینده اندیشه های مشابهی خواهند داشت و چه بسا قدرت عرضه آن را نیز پیدا کنند. اندیشه شریعتی – یا اندیشه هر متفکری از مطهری گرفته تا چمران که هم عصران وی بودند یا جمال الدین اسد آبادی یا امیرکبیر یا حتی استالین و هیتلر و … – هیچ گاه نمی میرد. چون همه ریشه در ذات و درون انسان ها دارد. اما شریعتی انسان همیشه مشتاق و جویای حق بوده و این حق و حقیقت در تفکر شریعتی موج می زند. اگر فریاد می زد از برای رسیدن به حق بوده. برای آگاهی دادن، برای روشن ساختن، برای تحریک کردن، چه این تحریک از بعد احساسی باشد! چه بهتر! چون احساس یک انسان باید از رنج و ظلم و تبعیض و فساد اطراف خود به درد آید تا حرکتی به خود دهد در جهت رفع مظالم. و این کار را شریعتی خوب بلد بود با آن سخنرانی های آتشین. شریعتی هیچگاه فاسد نمی شود چون خود زمان سنج بود و نیک می دانست نیاز کدام دوران، اسلامیات ( دینداری و خدا شناسی )، کویریات ( بازگشت به خود و تفکر در اسرار خلقت و یافتن خود حقیقی!) و یا اجتماعیات ( آگاهی دادن و تحریک احساسات مردم برای تغییر یا همان انقلابی گری) است! اصلا همین تعدد و گوناگونی تفکرات است که باعث می شود طیف های مختلفی از مردم اندیشه های شریعتی را بخوانند، نقد کنند و دوست داشته باشند.
ادامه مطلب »
ارسال شده در اجتماعی, سیاسی | 5 Comments »
ژوئن 12, 2008 با mohsen
دوست داشتین جای کدوم یک از اینها بودید؟ کسی که کیف دستی رو برمیداره یا اون پیرمرد بیچاره که با اینکار خفه میشه؟

ارسال شده در روزانه | 7 Comments »
ژوئن 12, 2008 با mohsen
شاید بعضی وقتها آرزو کنید پرنده ای باشید و آسمان را پرواز کنید تا زمین و هر آنچه روی آن است از بالا ببینید و از دیدن مناظر چشم نواز و روح انگیز و شگفت آوری که خواهید دید لذت ببرید. نمی دانم شاید جانورانی که قدرت پرواز دارند هیچ وقت زمین را از بالا اینگونه نبینند و لذتی هم از آن نبرند. تصاویر زیر تنها بخش کوچکی از زیبایی های زمین از آسمان را برایمان نشان میدهد. حتمن روزی فرا میرسد که به کمک گوگل ارث تصاویری با همین کیفیت و از هر زاویه ای را بتوانیم تماشا کنیم.
* برای دیدن تصاویر بیشتر روی عکس ها کلیک کنید.




ارسال شده در روزانه | 5 Comments »
ژوئن 3, 2008 با mohsen
هم مرگ، بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما، نیز بگذرد
وین بوم محنت از آن پی تاکند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای، بی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان، ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
*سیف فرغانی (قرن ۸م)
پی نوشت: همین دیگه. پی نوشت هم لازم داره؟ بخدا دیگه به اینجام رسیده؛ نه اینجا، دقیقن اینجا! واقعن شور خیلی چیزها در اومده. حیف که به خودم قول دادم اینجا بحث پولیتیک نکنم. حیـــف!
ارسال شده در اجتماعی, روزانه, سیاسی | 3 Comments »
می 17, 2008 با mohsen
ارسال شده در روزانه | 8 Comments »
می 1, 2008 با mohsen
طبق نظریه تکرار تاریخ روزی میرسد که دوباره مــردها بر زنان حکومت خواهند کرد.
و این یعنی پایان زن ذلیلی و آغاز دوباره مــرد سالاری!
ارسال شده در اجتماعی, روزانه | 28 Comments »
آوریل 27, 2008 با mohsen
بدون مقدمه، فایلی که معرفی میشود حدود 650 لینک دانلود کتب فنی و مهندسی را همراه با حجم هر یک، در خود جای داده است. کتابها دسته بندی های مهندسی مکانیک جامدات و سیالات، ساخت و تولید، تولید، کنترل، مواد، کامپیوتر و … را شامل میشوند. اکثر کتابها بر روی سرور رپیدشیر آپلود شده اند. برای دریافت کتابها در صورتی که حجم آنها از 20 مگابایت کمتر باشد میتوانید از سایت rapidbaz.com استفاده کنید.
شاید بد نباشد قبل از خرید بن کتاب برای نمایشگاه کتاب تهران نگاهی به این لیست بیاندازید و اگر کتاب مورد نیاز خود را پیدا کردید آن را مجانی دانلود کنید و پول بن کتاب را به حساب بنده واریز کنید (شوخی بود!) D:
*با سپاس از مهندس ناصر خازنی.
ارسال شده در معرفی سایت, مهندسی مکانیک, کتاب | 8 Comments »
آوریل 19, 2008 با mohsen
کاندیدای دور دوم مجلس در بین دو نماز مغرب و عشاء در مسجد:
من دکتر … هستم. برادرم شهید مفقود الاثر هست. از بچگی فرش بافتم و خودم کار کردم و بعد در قیام 29 بهمن نقش داشتم و بعد انقلاب کردیم. با آقای مدنی بسیار دوست بودم و از نزدیک ایشان را می نشناختم! بعد جنگ شد و رفتیم و در عملیات های مختلفی شرکت کردیم و در عملیات طریق القدس مجروح شدم و قطع نخاع شدم. سپس به سپاه رفتم و در آنجا به کشور خدمت کردم. بعد (لابد با سهمیه) درس خواندم تا دکتر شدم. بعدش دو دوره در شورای اسلامی شهر بودم و حتی رئیس شدم! بعد رفتم پی کارم تا اینکه دوستان آمدند و گفتند تو حیف هستی که بیکار بمانی. بیا و تجربیاتت را در مجلس اجرا کن. حالا این من و این شما! فقط این را بگویم که من قول نمیدهم برای جوانان اشتغال آفرینی کنم! ولی هر چه از دستم بربیاد انجام میدهم!
بعد از ایشون پیش نماز مسجد (آخوند):
بله جناب دکتر …. / این اسم را خوب حفظ کنید. دکتر … / آقای دکتر … ما (جماعتی که صرفاً برای نماز به مسجد آمده بودند!) قول میدهیم که روز جمعه رای مان را به شما خواهیم داد! ان شاء الله که نماینده شوید و فکری هم به حال مسجد و محله ما بفرمایید. پس وعده ما روز جمعه رای به آقای دکتر … !!
دستیار کاندیدای محترم هنگام پخش بروشورهای تبلیغاتی:
من: آقا پس شام اش کو؟
اوشون: تک رای بدین شام هم چشم!
و این است داستان شیرین و ادامه دار رسم مملکت داری ایرانیان!
ارسال شده در اجتماعی, سیاسی | 7 Comments »
آوریل 11, 2008 با mohsen
تاوان اسیری “مرگ” است
و
آزادی “درد”
ارسال شده در روزانه | 5 Comments »