عشق کرانچی

By mohsen

چندین سوپرمارکت‌ بزرگ را دنبالش می‌گردم. نیست که نیست. خیابان دوم، سوم. بالاخره بعد از کلی گشتن پیدایش می‌کنم.. فروشنده می‌گوید همین چند بسته مانده. ظاهراً کارخانه با توجه به تقاضا خواسته خود شیرینی کند و سیاست افزایش قیمت را پیش بگیرد و یا دلیل دیگری دارد! با خودم می‌گویم چرا باید یک محصول که متخصصان تغذیه جز زیان در آن چیزی نمی‌یابند باید اینقدر محبوب و پرمصرف باشد. کرانچی و مانچی چی‌توز را می‌گویم! این (چیز) نمکی که شبیه پفک استحاله شده است، شور و گاهی فلفلی!

می‌گویند مزاج اکتسابی است. یعنی شما فکر کنید کسی که فقط یک بار پفک خورده و کلی بد و بیراه بار ما کرده که چرا این بقول خودش مزخرف را تعارف کردیم، نمی‌تواند و نمی‌شود به امثال پفک لب بزند. حالا چه شده که ما ذائقه مان اینطور بار آمده که با خوردن پفک و کرانچی و امثالهم حالمان بد نمی‌شود که هیچ بهتر هم می‌شود و لذت وافر هم می‌بریم! خدا می‌داند. راستش کمی متاسف شدم که چرا باید برای پیدا کردن یک خوردنی غیرمفید که فقط هوس چند دقیقه‌ای را ارضاء می‌کند نیم ساعت از این عمر گرانمایه را هدر دهم. حالا بماند بنزین نازنینی که باد هوا شد! فکر نمی‌کنید در این اعتیاد جان و مالمان سوز باید تجدید نظر کرد؟!

یک پاسخ to “عشق کرانچی”

  1. grayidea می گوید:

    از نظر روانشناسي چون ما هميشه زماني از اين نوع تنقلات استفاده كرده ايم كه حالمان خوب بوده و يا پاداشي براي خوب بودنمان بود ه است اكنون نيز هر گاه شاديم و يا نياز به شادي داريم به ياد غذاي بيرون ، بستني ، پفك و البته كرانچي مي گرديم !!

يك پاسخ برايش بگذاريد